۱۳۸۸ خرداد ۶, چهارشنبه

تیزبال

امروز می‌خوندم که یکی از این مرورگر وب ملی انتقاد می‌کنه که چرا لوگوی دزدی استفاده کردند. کنجکاو شدم که این مرورگر ملی دیگه چیه!

یه سری کلیات در مورد مرورگر که خوبه و .... هزارتا برای افزونه نوشتیم و ...

حالا با لوگو کاری ندارم

۱. چرا صفحه اصلی اینا html استاندارد نیست. آنقدر صفحشون داغونه که متن‌ها میرن تو همدیگه و اصلاً نمی‌شه متن رو خوند
آخه اینا که نمی‌دوندند html چیه، چطوری مرورگر نوشته‌اند!

۲. افزونه رو کاربران علاقه مند می‌نویسند و ممکن بعداً به مرورگر اضافه شه. اگر خود اونا می‌خواستن بنویسند که افزونه نمی‌شد

۳. نوشته اند:«از ویژگی های منحصر به فرد مرورگر اینترنتی فارسی تیزبال می باشد که نظیر آنها را در هیچ مرورگری نخواهیم دید.»
تا اونجا که من یادمه اگر زبان رو انتخاب کنید فایرفاکس کاملاً فارسی می‌شود

۴. نکته دیگه اینکه این مرورگر ظرف تنها یک سال و توسط افراد نامعلوم (من که نتونستم تو سایتشون چیزی پیدا کنم) و بدون وابستگی به شرکتی نوشته شده.

یعنی چند نفر علاف اومدن فی سبیل‌ الله مرورگر نوشته اند و هیچ انگیزه‌ای نداشتند!!!
این به کار چندتا بچه بسیجی می‌خوره که اومدن اسم و لوگی فایرفاکس رو عوض کردن و لابد یه چیزهایی رو log می‌کنه یا یه فیلترینگ built-in داره.

۱۳۸۸ خرداد ۵, سه‌شنبه

دوچرخه سواری

امروز بلاخره امیر رفت و دوچرخه خرید. قرار بود بعد از اون برگرده خونه و بره به بازی فوتبال برسه! ولی تصمیم گرفت مستقیم بره دانشگاه و بدتر از اون من گولش و کل سربالایی رو با دوچرخه رفت. وارد جزئیات نمی‌شم! کلاًً یه سؤال اساسی پیش اومد جا قحط بود رفتن بالای کوه دانشگاه ساختن؟ حالا نمی‌شد راهشو کمی صاف و صوف کنند!

خلاصه امیر هم کم نیاورد علارقم اوضاع رفت و بازی کرد و تیمش تورنمنت رو با برد شروع کردن!

واقعاً‌ جالبه که به طور عادی با ماشین یا اتوبوس متوجه طول مسیر و جتی سر بالایی جزئی نمی‌شی، ولی با دوچرخه تا عمق وجود می‌فهمی!

۱۳۸۸ فروردین ۵, چهارشنبه

اتوبوس‌های Coquitlam

امیر از این اتوبوس‌های Coquitlam زیاد خوشش نمیاد چون همیشه اذیت می‌شه. یه روز زودتر میان و جا می‌مومنه. یه روز دیر میان موقعی که بی‌خیال شد سر و کله شون پیدا می‌شه. گاهی وقت‌ها هم که دودر می‌کنند و اصلاً نمیاند.

بر خلاف امیر من از این اتوبوس‌ها خوشم میاد. هم کار رو گیر می‌اندازند و هم تنوع دارند. باعث می‌شه که قدرت تخیل من زیاد و وقتی که یکی از اتوبوس‌ها امیر رو کاشت بتونم یه مسیر عجیب بهش پیشنهاد بدم.

گوگل برای خونه اینا ۳تا مسیر پیشنهاد کرده که یکی غیر عملی و یکی دیگه خیلی احمقانه هستش و هیچوقت صرف نمی‌کند. در مقابل
من ۳تا مسیر برای رفت و ۳ تا مسیر دیگه برای برگشت پیدا کردم که به درد می‌خورند.

۱۳۸۷ اسفند ۳۰, جمعه

تحویل

فکر کنم هرکسی این رو می‌خونه دیگه تا الان خبردار شده که تحویل شده. خیلی از دوست‌های من که شخصیت خیالی هستند منوجه خیلی چیز‌ها نمی‌شوند ولی من متوجه می‌شم.

دیروز امیر و دوستانش سر سفره هفت‌سین بودند. ولی من احساس کردم تعداد سین‌ها خیلی بیشتر ز هفت‌تا بود. به عنوان مثال سکایپ، سونی * ۲، سیم شارژر،‌ و سر باز کن رو نشمرده بودند. حالا تعداد سین‌های انلاین رو نمی‌شمارم!

۱۳۸۷ اسفند ۲۶, دوشنبه

خرید عید

امروز امیر رو مجبور کردم که بره خرید عید. به هر حال عید نزدیکه و سفره هفت‌سین برای تحویل واجب. سبزه و سماق و سنجد و سمنو رو گرفتن موند بقیه سین‌ها. فکر کنم بشه سیم و سی‌دی و سایت رو هم برای بقیه سین‌ها استفاده کرد.

معرفی مرلین

در اولین پست تصمیم گرفتم که مرلین رو معرفی کنم و بگم که چی شد یه دفعه‌ای تصمیم گرفتم وبلاگ بنویسم!

مرلین ربطی به هنرپیشه معروف هالیوود نداره بلکه یه شخصیت خیالی هستش. همه مردم تو بچه‌گی شخصیت خیالی دارند ما در ۲۶ سالگی صاحب شخصیت خیالی شدیم! از وقتی اومدم کانادا این شخصیت شکل گرفته برای انتخاب مسیر اتوبوس‌ها تصمیم گیری‌های مهم، انتخاب ایتم خرید در بین هزاران گذینه موجود در فروشگاه و خیلی موارد دیگه از مرلین کمک می‌گیرم.

این اواخر مرلین اسرار زیادی کرد که یه وبلاگ بنویس تا من هم بتونم حرف بزنم! من هم طبق معمول حرف مرلین رو قبول می‌کنم و این وبلاگ رو از زبان مرلین می‌نویسم.