۱۳۸۸ خرداد ۵, سه‌شنبه

دوچرخه سواری

امروز بلاخره امیر رفت و دوچرخه خرید. قرار بود بعد از اون برگرده خونه و بره به بازی فوتبال برسه! ولی تصمیم گرفت مستقیم بره دانشگاه و بدتر از اون من گولش و کل سربالایی رو با دوچرخه رفت. وارد جزئیات نمی‌شم! کلاًً یه سؤال اساسی پیش اومد جا قحط بود رفتن بالای کوه دانشگاه ساختن؟ حالا نمی‌شد راهشو کمی صاف و صوف کنند!

خلاصه امیر هم کم نیاورد علارقم اوضاع رفت و بازی کرد و تیمش تورنمنت رو با برد شروع کردن!

واقعاً‌ جالبه که به طور عادی با ماشین یا اتوبوس متوجه طول مسیر و جتی سر بالایی جزئی نمی‌شی، ولی با دوچرخه تا عمق وجود می‌فهمی!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر